مقدمه :
صوف در ذات خود جنبشی است به ظاهر فردی که بر خلاف امیال و هواهای نفسانی و در جهت مخالفت با هر آنچه که مانع از رسیدن انسان به محبوب و معشوق حقیقی است به پا شده است
اين جنبش به ظاهر فردي، از جهتي اجتماعي نيز هست. به اين مفهوم كه اجتماع متشكل است از تك تك افراد جامعه كه كنشهاي آنان در كنار هم رفتارهاي كلي اجتماع را پديد ميآورد
بنابراين طرز فكر تك تك افراد جامعه در نهايت طرز تفكر كل اجتماع خواهد بود
مكتب تصوف به اصلاح طرز فكر تك تك افراد از درون خودشان ميپردازد. مجموع اين نگرشها كه جمع شود به ايجاد جامعهي تصوف خواهد انجاميد
اينكه مكتب تصوف كمتر به دستورات اجتماعي توجه كرده را ميتوان به عبارتي به اين مفهوم توضيح داد كه اجتماع محيط امتحان و آزمايش سالك است؛ آنچه را كه سالك در دستورات معنوي خود فراگرفته است بايد در جلسه امتحان كه همان اجتماع باشد پس دهد. طبيعتا سوالات و جوابهاي امتحاني را لو نميدهند و بنابراين عرفا دستورات صريح اجتماعي به سالكان نميدهند و رهبران مكتب تصوف تشخيص امور اجتماعي را به خود سالكان راه واگذار ميكنند؛ تا با توجه به آنچه كه شنيدهاند و فهميدهاند به حل مسائل اجتماعي از رهگذر جهانبيني تصوف نايل شوند.
اين همه گفتيم ليك اندر بسيج
بيعنايات خدا هيچيم هيچ
بيعنايات حق و خاصان حق
گر ملك باشد سياهستش وروق